اینارو برای کسی مینویسم که درعین ناباوری منو تنها گذاشت و روی قلبم پا گذاشت

سلام سارا . الان که داری اینو میخونی من دارم اشک میریزم و میدونم مثل همیشه منو بارو نداری و بهم بی اعتمادی ! مهم نیست عادت کردم به ناباوری هات ولی اینو بدون بجون تو که با خدا برابری میکنه قسم میخورم که الان که دارم اینو مینویسم چشام قرمزه و اشک چشام دارن کورم میکنن ، دسام میلرزه ولی چه میشه کرد ...
سارا بخدایی که تو میشناسی و اونو به عنوان خدا قبول داری قسم میخورم این روزا حالم خوب نیست خیلی داغونم بخدا هرشب تا صب بیدارم حتی میتونی بری از بچه ها چت حال منو بپرسی ! آره اینارم باور نکن و بهم بخند چون میدونم تو به هیچ کدوم از حرفام باور نداری .

سارا میخوای ازدواج کنی؟ نگو که میخوای با آرش ازدواج کنی که میمیرم.. بخدا قسم از خدا مرگم رو میخوام . میخوام بمیرم و تورو تیو لباس عروس نبینم .. سارا شاید الان به عنوان نشونی به انگشتت حلقه کردن ، خوبه منم حلقه دارم سارا .. آره منم دارم .. توی توی دستت حلقه داری من توی چشمم حلقه دارم ..

با لباس سفید برو خونه بخت برو که خوشبخت شی به فکر منم نباش ، تو با لباس سفید برو ، ولی بقیه برای من با لباس مشکی میان سرخاکم..  بقران قسم الان دسام یخ کردن به امام رضا قسم اشکام امونم نمیده خیلی حالم خرابه سرم درد میکنه ولی این متن ها رو دلم طاقت نیاورد ننویسم

 

+ تاريخ سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 1:7 نويسنده علی |

________________ ♥❤ وداع من با عشقم ❤♥______________________

سارا حرفام خیلی زیاده . سارا یادته من عاشق شدن رو یادت دادم؟ یادته من کاری کردم که تو به زندگی از یه دید دیگه نگاه کنی ؟ یادته دوست داشتن رو به چشمات دادم ؟ یادته ؟؟؟ اینارو بخونی دیگه من نیستم که بهش بگی : علی ؟ ، سارا بخدا برام خیلی سخته که ببینم شبا با صدای کس دیگه ای خوابت ببره خیلی سخته وقتی که یادم می افته اون موقع به من میگفتی علی بزار صداتو بشنوم خوابم ببره ، یادته ؟؟؟ منکه خوب یادمه ، یادمه صبح ها وقی بات حرف میزدم آروم میشدم ، یادمه وقتی که غم داشتم با حرفای تو آروم یمشدم ولی الان کی هست که منو آروم کنه؟؟ ها ؟؟ کی هست؟؟؟ بخدا کسی نیست .. کسی نیست که دردامو بفهمه .. خیلی سخته الان به کس دیگه ای زنگ بزنی و باش حرف بزنی .. خیلی سخته شبا با صدای اون خوابت ببره ... سارا ؟ یعنی اون اندازه من دوستت داره ؟ یعنی هرکاری بخوای اون میکنه ؟ یعنی وقتی غم داشته باشی اون هست که با حرفاش آرومت کنه ؟ یعنی اون مثل برای تو خودشو به آب و آتیش میزنه ؟؟ ... هعیییییییییییییییییییی بخدا سخته .. انگار آب سرد ریختن رو سرم از همه چی خستم خیلی حالم خرابه...

 

+ تاريخ سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 10:25 نويسنده علی |

________________ ♥❤ وداع من با عشقم ❤♥______________________

سارا نمیخوام زیاد رو مخت باشم چون میدونم تو منو فراموش کردی و الان کسی رو بجای من توی قلبت گذاشتی ... کسی که یه روزی ازش بدت میومد یادته ؟؟؟ ولی الان شده کسی که میخوای باش ازدواج کنی . سارا بجون تو اون روز که گفتی میخوام ازدواج کنم به تکت تک صفحه های قران قسم میخواستم خودمو بکشم ولی گفتم اول اینارو بهت بگم و بعد ... سارا نگرانم ، نگرانم ازینکه اون میتونه تورو خوشبخت کنه ؟ اون میتونه تورو خوشحال کنه ؟ اون میتونه بات توی سختی و ها شریک باشه ؟ سارا من همیشه خواستم تو خوشحال باشی و الان که وقتی می بینم با اون خوشحالی منم حرفی ندارم .. امیدوارم لیاقت تورو داشته باشه و بتونه از جونش واست مایه بزاره

بخدا سخته وقتی می بینم کسی که یه روزی دنیای من بود ، الان منت دیگری رو میکشه...

سارا اینارو همشو بخون بعد دیگه منو نمی بینی بعد دیگه حتی اسم منو نمیشنوی حتی شمارمم نمی بینی ، نه اینکه فکر کنی بیخیالت میشم ! نه ... تنها موقعی از عشق تو میگذرم که مرده باشم ..

+ تاريخ سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 10:23 نويسنده علی |

________________ ♥❤ وداع من با عشقم ❤♥______________________

 **********************************************************

 **********************************************************

سارا تاریخ امروز 19 و فردا 20 تیر تولد منه .. من این تولد رو بدون تو نمیخوام ، یادته هی میگفتی علی تولدت چه موقس؟؟ هعییییییی خدا .. سارا الان که داری اینو میخونی فرداش تولد منه و کسی جز تو نمیتونه منو تسکین بده .. بقران قسم فردا رو از خونه میزنم بیرون میرم یه جایی تنهایی بشینم و با خودم گریه کنم و از خدای خودم خواهش کنم که به عنوان هدیه تولدم منو زودتر بکشه . سارا یادته میگفتی علی برا تولدت چی بخرم ؟؟ آخ بخدا یادش که می افتم بغض گلومو میگیره که الان باید برای یکی دیگه تولد بگیری باید برای یکی دیگه شمع فوت کنی و من اینجا به سیگارم پک بزنم . سارا از وقتی که رفتی حالم خیلی خرابه و تنها رفیقم سیگاره ، بجون تو بجون بجون تو من سیگاری نبودم ولی از وقتی رفتی دیگه برام همه چی بی اهمیت شده و تنها رفیقم شده سیگار ...

تنها کادویی که از خدا میخام مرگه

+ تاريخ سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 10:23 نويسنده علی |

________________ ♥❤ وداع من با عشقم ❤♥______________________

 

**** به سلامتی دختری که شب عروسیش موقع بله گفتن ، گفت : با اجازه عشقم که نزاشتن بهش برسم ...****

+ تاريخ سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 10:22 نويسنده علی |

________________ ♥❤ وداع من با عشقم ❤♥______________________

سارا این دیگه آخرین جمله ایه که میخوام بت بگم :

دیگه چشمام نمی بینه ، دستمم نمی نویسه ، دلخوشیم همین یه نامس ، گرچه اینم خیسه خیسه

 

خدا وصیت منو گوش بده : ناممو بخون شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم باش ، می سپارمش بهت میرم تموم تارو پودمو یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو ، خدا یه وقت کسی نیاد بگیره دست سادشو کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو بهش بگه دوسش داره خیلی بده زمونه ها . خدا سپردمش به دست تو مواظب عشقم باش ...

 

 

راستی خدا یادم نره بهت بگم عزیزترین من اونه ، خودم مهم نیست اما اون نزاری تنها بمونه .. بمیرم واسه هق هقش گریه چقد بهش میاد وقتی که حرصش میگیره بگه از من بدش بیاد ، اما وقتی آروم میشه  می بینه من بغضم گرفته ، همین دیوونه بازیاش ، از اول چشممو گرفت...

 

خدا مواظب عشقم باش... چون خیلی دوسش دارم

 

 آخرین جمله نامم : اینه از ته وجودم 

برو خوشبخت شی عزیزم ، خیلی عاشق تو بودم

 

علی ...

 

 

+ تاريخ سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 10:19 نويسنده علی |

________________ ♥❤ وداع من با عشقم ❤♥______________________